• خانم دکتر، خیلی خوش آمدید. لطفاً در ابتدا خودتان را معرفی کنید و کمی از تجربهٔتان بهعنوان مدیریت فرهنگی بگویید.
سلام عرض میکنم خدمت دانشجویان و شنوندگان عزیز رادیو دات. خوشحالم که امروز این فرصت فراهم شد تا در خدمت شما باشم. من سیده فرزانه غیور باغبانی هستم و حدود دوسال است که به عنوان مدیر فرهنگی دانشکده کامپیوتر در خدمت دانشجویانام.شیرینترین بخش این مسئولیت برای من، تعامل نزدیک و صمیمانه با دانشجویان بوده است؛ تعاملی که شاید لزوماً در فضای کلاس درس اتفاق نیفتد.در رویدادها، مسابقات و برنامههای مختلف، ارتباطی دوستانهتر با دانشجویان شکل میگیرد و این موضوع برای من بسیار ارزشمند و خوشحالکننده بوده است.
• مدیر فرهنگی دقیقاً چهکار میکند؟ لطفاً کمی بیشتر دربارهٔ این مسئولیت توضیح بدهید.
اگر بخواهیم از نظر رسمی نگاه کنیم، وظیفهٔ مدیر فرهنگی نظارت و هماهنگی فعالیتهای فرهنگی و فوقبرنامهای در سطح دانشکده است؛ همچنین ارتباط با برنامههایی که در سطح دانشگاه برگزار میشود. اما وقتی وارد فضای عملی کار میشوید، میبینید که مهمترین بخش این مسئولیت، تعامل مستقیم با دانشجویان است. در بخشهای آموزشی و پژوهشی معمولاً معاونتها در کنار کارمندان و کارشناسان فعالیت میکنند؛ اما در حوزه فرهنگی، چیزی به عنوان «کارمند فرهنگی» به آن معنا وجود ندارد. بنابراین دانشجویان عملاً بازوی اجرایی مدیر فرهنگی هستند. تشکلهای دانشجویی، انجمنها و گروههای مختلف، هرکدام ساختار و برنامههای مشخصی دارند. نقش ما بیشتر هماهنگسازی، جهتدهی و کمک به پیشبرد کارهاست؛ بهویژه در مسیرهای اداری یا جاهایی که نیاز به پشتیبانی دانشکده وجود دارد. البته ایدههای جدید هم مطرح میشود؛ هم از سمت دانشجویان و هم از سمت اساتید یا خود دانشکده. چالش اصلی اینجاست که دانشجویان، مخصوصاً در رشتهٔ کامپیوتر، حجم درسی بالایی دارند. بسیاری از بچههایی که در تشکلها فعال هستند، از قبل برنامهها و مسئولیتهای ثابتی دارند. بنابراین وقتی قرار است فعالیت جدیدی تعریف شود، پیدا کردن زمان و نیروی اجرایی کار سادهای نیست. گاهی از سمت دانشگاه یا اساتید پیشنهادی برای برگزاری یک مسابقه یا مراسم مطرح میشود، اما وقتی بررسی میکنیم، میبینیم برنامههای دانشجویان و تشکلها کاملاً پر است. در چنین شرایطی جذب نیروهای جدید و ورود دانشجویان تازهنفس اهمیت زیادی پیدا میکند.• در این میان، فضای همکاری و رقابت میان تشکلها را چطور میبینید؟
یکی از نکات مثبت، وجود یک رقابت دوستانه میان تشکلهاست. همین موضوع باعث میشود بچهها بیشتر پای کار بیایند. این رقابت سالم، به نظرم نشانهٔ پویایی فضای فرهنگی دانشکده است.در معاونت فرهنگی دانشگاه هم وقتی دربارهٔ این فضا صحبت میشد، همین موضوع را نشانهٔ نشاط و پویایی دانشجویان میدانستند؛ اینکه تشکلها تلاش میکنند نقش خودشان را در فضای دانشکده جدی بگیرند و اثرگذار باشند.
• اگر بخواهید وضعیت فرهنگی دانشگاه، و به طور خاص دانشکدهٔ کامپیوتر را ارزیابی کنید، آن را در چه سطحی میبینید؟
به نظرم دربارهٔ چنین موضوعی نمیشود مطلق صحبت کرد و بهتر است مقایسهای نگاه کنیم. من خودم در دوران دانشجویی، سه دانشگاه مختلف را تجربه کردهام؛ کارشناسی را در دانشگاه فردوسی مشهد، کارشناسی ارشد را در دانشگاه صنعتی شریف و دکتری را در دانشگاه تهران گذراندهام. همچنین تجربهٔ تدریس در دانشگاه آزاد و آشنایی با فضای دانشگاههای دیگر را هم داشتهام. با این تجربه، واقعاً میتوانم بگویم دانشگاه علم و صنعت از نظر پویایی فرهنگی، فضای دانشجویی و اهمیت دادن به فعالیتهای فوقبرنامه، جایگاه بسیار خوبی دارد. حتی اگر بخواهم صریحتر بگویم، از نظر من جزو بهترینهاست. من برای هیئت علمی شدن، دانشگاه علم و صنعت را آگاهانه انتخاب کردم. اینطور نبود که از قبل دانشجوی این دانشگاه بوده باشم و صرفاً به آن تعلق خاطر داشته باشم. وقتی قرار است محل کار برای سالهای طولانی انتخاب شود، طبیعتاً آدم با دقت بیشتری جنبههای مختلف آن را بررسی میکند. از نظر علمی، فرهنگی و فضای کلی، دانشگاه علم و صنعت برای من انتخاب ارزشمندی بود.یکی از نکات جالب، ارتباط پررنگتر برخی رویدادهای علمی دانشگاه با صنعت داخل کشور است.در بعضی دانشگاهها، رویدادهای علمی بیشتر حول تجربهٔ مهاجرت یا تحصیل در خارج از کشور شکل میگرفت. آن برنامهها هم ارزشمندند؛ اما گاهی ناخودآگاه این پیام را منتقل میکنند که مسیر اصلی پیشرفت فقط بیرون از کشور است. در حالی که در علم و صنعت، رویدادهای مرتبط با صنعت داخلی و فضای کاری داخل کشور پررنگتر است و این نکته برای من مهم و مثبت است. از طرف دیگر، برنامههایی مثل اردوهای دانشگاهی (مثل اردوی توقف ممنوع)، برنامههای ورودیها و فعالیتهایی از جنس اردوهای فرهنگی و علمی هم در دانشگاه علم و صنعت جدی گرفته میشود. اینها ظرفیتهای ارزشمندی هستند. البته اگر خودمان را با خودمان مقایسه کنیم، قطعاً هنوز جای پیشرفت زیادی داریم.
• به نظر شما مهمترین جایی که هنوز نیاز به کار دارد کجاست؟
به نظر من یکی از جاهایی که میتواند تقویت شود، ساختار مشارکت اساتید در فعالیتهای فرهنگی است. در حوزهٔ آموزش، سهم هر استاد مشخص است؛ هر استادی باید درسهایی را ارائه کند و مسئولیت آموزشی خود را انجام دهد. در حوزهٔ پژوهش هم انتظار مشخصی وجود دارد؛ مقاله، پروژه، فعالیت پژوهشی و موارد مشابه. اما در حوزهٔ فرهنگی، چنین تقسیم کاری به شکل جدی و ساختاریافته وجود ندارد. فعالیت فرهنگی معمولاً به علاقهٔ شخصی افراد وابسته است. اگر استادی علاقهمند باشد، وارد میشود و همکاری میکند؛ اگر نباشد، الزام مشخصی وجود ندارد. به نظرم میتوان ساختاری تعریف کرد که در آن، نقش اساتید در برنامههای فرهنگی هم مشخصتر باشد. مثلاً در دانشکده یکسری رویدادهای تکرارشونده داریم؛ مسابقات برنامهنویسی، المپیادها، مناسبتهایی مثل ماه رمضان، نیمهٔ شعبان، شب یلدا و برنامههای مختلف دیگر. میشود از ابتدای سال، بر اساس علاقه و تجربهٔ اساتید، نوعی تقسیم کار انجام داد. مثلاً یک استاد در کنار برنامههای مسابقات باشد، استادی دیگر در برنامههای مناسبتی کمک کند و فرد دیگری در رویدادهای دانشجویی نقش مشاور داشته باشد. اگر چنین تقسیم کاری شکل بگیرد، هم فشار از روی یک یا چند نفر برداشته میشود و هم فعالیتهای فرهنگی دانشکده کیفیت و استمرار بیشتری پیدا میکند.• یعنی معتقدید فعالیت فرهنگی باید مثل آموزش و پژوهش، جدیتر و ساختاریتر دیده شود؟
دقیقاً. ما در دانشگاههای کشور از نظر آموزشی دانشجویان بسیار قوی تربیت میکنیم؛ دانشجویانی که در سطح دنیا شناختهشده و مورد توجه هستند. از نظر پژوهشی و صنعتی هم ظرفیتهای قابل توجهی داریم. اما اگر صادقانه نگاه کنیم، حوزهٔ فرهنگی به اندازهٔ آموزش و پژوهش ساختارمند نشده است.در بخش آموزشی نمیگوییم هر استادی که علاقه داشت، بیاید درس بدهد. در پژوهش هم همینطور؛ انتظارات مشخصی وجود دارد. اما در بخش فرهنگی، گاهی کارها به علاقهٔ فردی واگذار میشود...همین باعث میشود اگر افراد علاقهمند باشند، کارها پیش برود و اگر نباشند، بخشی از ظرفیتها استفاده نشود. به نظرم اگر دانشگاهها بتوانند حوزهٔ فرهنگی را هم مانند آموزش و پژوهش جدیتر در ساختار خود ببینند، بسیاری از آسیبها کمتر میشود و نقش دانشگاه در تربیت همهجانبهٔ دانشجو پررنگتر خواهد شد.
• شما در این دو سال، مهمترین چالش مدیریت فرهنگی را چه چیزی دیدید؟
یکی از چالشها این است که وقتی وارد کار اجرایی میشوید، حجم برنامهها آنقدر زیاد است که فرصت نوآوری کم میشود. مثلاً یک بازهٔ زمانی برنامهٔ روز باز دانشگاه را داریم، بعد برنامهٔ ورودیها، بعد مسابقات، بعد مناسبتهای مختلف مثل شب یلدا، ماه رمضان، نیمهٔ شعبان و غیره. همین کارهای جاری زمان زیادی میگیرند. این مسئله یک مزیت و یک عیب دارد. مزیتش این است که وقتی در میدان عمل هستید، چالشها را از نزدیک میشناسید. عیبش این است که گاهی آنقدر درگیر امور روزمره میشوید که فرصت نگاه تحولی و ایدهپردازی کمتر میشود.فکر میکنم ورود نیروهای تازهنفس، چه در میان دانشجویان و چه در سطح مدیریت، میتواند کمککننده باشد. افرادی که از بیرون به کار نگاه میکنند، گاهی چالشهایی را میبینند که فرد درگیر کار روزمره کمتر متوجه آن میشود.
• با توجه به شرایط غیرحضوری شدن دانشگاهها، به نظر شما برای حفظ پویایی فرهنگی چه کارهایی میتوان انجام داد؟
قطعاً فضای مجازی هیچوقت جای فضای حضوری را به طور کامل نمیگیرد. آن ارتباط، انرژی و حالوهوایی که در رویدادهای حضوری وجود دارد، در فضای مجازی به همان شکل ایجاد نمیشود. اما در عین حال، باید از ظرفیت فضای مجازی استفاده کرد. میتوان گروهها و کانالهای دانشجویی را فعالتر کرد، برنامههای زنده برگزار کرد، دورههای آموزشی آنلاین گذاشت، مجلات و محتواهای دانشجویی را پررنگتر کرد و ارتباط میان دانشجویان را در بستر مجازی منسجمتر ساخت. حتی شاید این شرایط فرصتی باشد برای اینکه مسیرهای ارتباطی مجازی دانشکده را یکدستتر، پویاتر و منظمتر کنیم. یکی از چالشهایی که از ابتدا در دانشکده دیده میشد، ضعف در اطلاعرسانی منسجم بود. وبسایت دانشکده ظرفیتهایی داشت اما کافی نبود و کانالهای اطلاعرسانی هم گاهی پراکنده بودند. خوشبختانه اخیراً تلاش شده کانال رسمی دانشکده فعالتر شود و مسئولیت تولید و انتشار محتوا میان چند نفر تقسیم شود؛ از جمله اساتید شورا، آموزش و تحصیلات تکمیلی. این میتواند قدم خوبی باشد، به شرطی که استمرار داشته باشد و دانشجویان هم آن را به عنوان مرجع رسمی دنبال کنند.• یکی از نقدهایی که دانشجویان دارند این است که گاهی خبرها (مثل حضوری یا مجازیبودن آزمونها) ابتدا از کانالهای غیررسمی منتشر میشود و بعد از چند روز کانال رسمی آن را اعلام میکند. این موضوع باعث میشود مرجعیت اطلاعرسانی رسمی کمرنگ شود.
این نقد تا حدی درست است و روابط عمومی قطعاً باید تقویت شود. اما یک تفاوت مهم میان روایت رسمی و غیررسمی وجود دارد. یک کانال غیررسمی ممکن است خبری را بر اساس شنیدهها منتشر کند. اگر بعداً خبر تغییر کرد یا دقیق نبود، مسئولیت رسمی خاصی متوجه آن نیست. اما کانال رسمی باید زمانی خبر را منتشر کند که موضوع قطعی شده باشد. گاهی یک تصمیم در مرحلهٔ بررسی است، حتی ممکن است ۸۰ درصد قطعی به نظر برسد، اما تا زمانی که نهایی نشده، اعلام رسمی آن میتواند دردسرساز شود. این مسئله بهویژه در موضوعاتی مثل حضوری یا مجازیشدن کلاسها و امتحانات بیشتر خودش را نشان میدهد. گاهی شرایط به سرعت تغییر میکند و خود مسئولان هم تا لحظهٔ آخر با ابهام روبهرو هستند. از طرفی امنیت، سلامت و شرایط دانشجویان مهم است و از طرف دیگر تغییرات ناگهانی برای دانشجویان، مخصوصاً دانشجویان خوابگاهی، سخت و فرساینده است. من کاملاً درک میکنم که این رفتوآمدها و بلاتکلیفیها چقدر برای دانشجو سخت است؛ اما از آن طرف هم تصمیمگیری در شرایط غیرقابل پیشبینی واقعاً ساده نیست. بنابراین هرچه کانالهای رسمی سریعتر، دقیقتر و شفافتر عمل کنند، اعتماد دانشجویان بیشتر خواهد شد.• بهعنوان نکتهٔ پایانی، اگر موضوعی هست که فکر میکنید در گفتوگو به آن اشاره نکردیم، خوشحال میشویم بفرمایید.
یکی از نکاتی که به ذهنم میرسد، تجربهٔ دوران کروناست. دوران کرونا واقعاً سخت بود؛ ناگهان آموزش حضوری تبدیل به آموزش مجازی شد، ماسک، محدودیتها و نگرانیهای زیادی وجود داشت. اما در دل همان سختیها، یک آمادگی مهم برای دانشگاهها ایجاد شد. قبل از کرونا، آموزش مجازی به شکل محدود وجود داشت، اما فراگیر نبود. کرونا باعث شد سامانهها، شیوهها و تجربهٔ لازم برای آموزش مجازی شکل بگیرد. حالا در شرایطی که دوباره ناچار به استفاده از آموزش مجازی شدهایم، دستکم یک تجربهٔ قبلی داریم و از صفر شروع نمیکنیم. به طور کلی، در سختترین شرایط هم میتوان فرصتهایی پیدا کرد.هیچکس سختیها را دوست ندارد، اما گاهی در دل بحرانها، ظرفیتهایی ایجاد میشود که بعدها به کمک ما میآید.نکتهٔ دیگر این است که باید قدر داشتههایمان را بیشتر بدانیم؛ چه در دانشگاه، چه در کشور، چه در زندگی شخصی. خیلی وقتها تا چیزی را داریم، اهمیتش را کمتر میبینیم. مثل نظم، امنیت، آرامش یا حتی همین امکان ارتباط و یادگیری. وقتی دچار اختلال میشود، تازه متوجه میشویم چه اندازه ارزشمند بوده است. امیدوارم با همدلی، تلاش و توکل بر خدا، بتوانیم از شرایط سخت عبور کنیم و روزهای بهتر و پویاتری را برای دانشگاه و دانشجویان ببینیم...


